الشيخ علي سعادت پرور (پهلوانى تهرانى)
180
پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى)
مصائب او ، بريده است و به حق آن چه كه سبك كرده است برايشان سختىها و رنجها را بر آن چه ايشان آرزوى آن را دارند از داخل شدن در حفاظت او و اميد رسيدن به رضايت او . گفتم : مرا موعظتى فرما ، گفت : « المواعظ فينا و فيكم مجتمعةٌ ، و إن أتّعظنا ، قلتُ : و كيف ذاك ؟ قال : ضَعف الأبدان بعدَ القوّة ، و وهنّ الأركان بعد الشّدّة . قلتُ : و ما هذا ممّا سألتُك . » موعظهها در ما و در شما جمع است ، اگر موعظه شويم ، گفتم : آن چگونه است ؟ گفت : ضعيف شدن بدنها بعد از قوى بودن و سست شدن اعضا بعد از سختى ، گفتم : اين از آن چيزهايى نيست كه از تو سؤال كردم . شروع كرد به گريه و پس از آن گفت : « إنتقال الحالات للممرّ السّاعات ، فعند ذلك فناء الآجال و منقطع الأعمال . » منتقل شدن حالات در گذر زمان ، پس در اين هنگام عمرها فانى شده و اعمال قطع مىشود . « 1 » ( 2727 ) سيّد قاسم اهل معرفت و شاگرد اخلاقى مجسّم مكّى است . ( 2728 ) بابا قاسم از مشاهير عرفا و يكى از هفت تن باباست كه در اصفهان مدفونند . مزارش نزديك مزار صاحب بن عبّاد اسماعيل در طوقچى اصفهان قرار دارد .
--> ( 1 ) . حلية الأولياء ( طبقات ابونعيم ) ، ج 10 ، ص 131 .